۲۰۰۸ مبارک!

یه عالمه مناسبت مبارک! سال ۲۰۰۸ و اینکه خودم هفده ماهه شدم و وبلاگم یک ساله! و شب یلدا و ... به همین مناسبت رفتیم شهر کتاب و یه عالم کتاب کادو گرفتم. این مدت خیلی خوش گذشته... حیف که نرسیدیم به موقع بنویسیم شون!

کیان جون جونی اومده ایران و همدیگه رو دیدیم. شب قبلش هم خونه ی مامان معصومه مونده بودیم. خوش گذشت. این روزا مامانا رو کم میدیدم چون شبا میرفت بیمارستان پیش دایی رضا. دیروز مرخص شد خوشبختانه. امیدوارم زود زود خوب بشه.

 با مازی جونی هم که یه سفر رفتیم که عشق و حال حسااااابی بود. خاله سوسو یه عالم اسباب بازی آورده بود. من میرفتم تو اتاقشون و بازی می کردیم. دریا هم رفتیم و شن بازی کردیم که خیلی حال داد. به برف هم دست زدم و هیجان زده شدم. موجود عجیبیه این برف! شب یلدا م خوش گذشت. با همه ی دوستای خوب. سالگرد عروسی خاله مروه و عمو تیمان هم بود و همه خوشحالی میکردن...

به همت خاله سوسو و عمو هرمس یه شب رفتیم جام جم و یه شب دیگه هم سرزمین عجایب. هر دو جا رو خیلیییییی دوست داشتم. شایا جون و مامان و باباش هم بودن.

یه شبم خونه ی خاله مژگان خدمت عمو بهرام و خانواده شون بودیم که من به سرعت با پسرشون دوست شدم و تا آخر مهمونی همش صداش کردم: نیاس! (به سبک خودم مخفف کردم اسمشو که صمیمانه تر بشه!)

خاله نازلی هم اومده بود ایران که عروس بشه. مبارک باشه! من متاسفانه تو لباس عروسی ندیدمش ولی چند روز بعد عروسیشون مهمونی کوچولو گرفتن. کیان جونی رو هم باز دیدم و همدیگه رو یه عالمه بوس کردیم!

تو حرف زدن پیشرفت کردم و جمله های دو کلمه ای می گم و خیلی کلمه هایی رو که می شنوم تکرار می کنم. بخصوص فعل ها رو: ریخت، ترکید (حباب!)، شکست، بده (گاهی بگیر معنی میده!)، بشین، ...

شبا وقت خواب یاد همه می کنیم. من دونه دونه اسما رو میگم و مامان میگه خوابیده...تا بالاخره منم به خواب برم! 

داداشی هم خوبه و تو دل مامان ورجه وورجه میکنه. فقط دیشب پدر (بابای مامانم) اصلا حوصله نداشت باهام بازی کنه. مریض شده و دلش درد میکنه. دعا کنین زود زود خوب بشه و دوباره مث قبل سرحال بشه!

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم 16 آذر سال 86 درموج دستگیری های بی‌سابقه‌ی دانشجویی در آستانه‌ی روز 16 آذر(روز دانشجو) بیش از 30 تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور بازداشت شده‌اند. شگفت این که 16 آذر که نماد مبارزه با رژیم وابسته‌ی شاهنشاهی و سلطه‌ی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمی‌شود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنه‌هایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد می‌کرد. گرامی‌داشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند ساله‌ی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شده‌اند در زمره‌ی شریف‌ترین فرزندان این آب و خاک‌اند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم. کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند

سحر

سلاااااام عزيزممم تولد وبلاگت مبارکبه به برف بازی کردی !!!!سرزمين عجايبو منم دوست دارم خيلی خوش ميگذرهخيليييييييی دلم برات تنگ شدههميخوام بيام ببينمت ولی درس نمی ذاره love you so mucccccchhhhhhh kiss youuu bye byeeee

مازیار

چه عجب که نوشتی! در ضمن با این دانشجوهای دربند چه نسبتی داری که برات کامنت می‌ذارن؟؟؟؟ در ضمن من که کیان رو ندیدم