دومين سلام از انگلستان

این کیبورد خاله مهسا فارسی نداره و یه عالمه طول میکشه که چیزی بنویسیم!39.gif

امروز خیلی سرحال بودم برعکس دیروز و پریروز که دلم تنگ بود! امروز تو آشپزخونه ی خاله مهسا رنگ بازی کردم. هنوز یاد نگرفتم حال کنم با این بازی. ولی نیکراد که بازی میکرد خوشم اومده بود.

ترمپولین رو خیلییییی دوس دارم و اصلا خسته نمیشم ازش. حیف که اینجا این روزا همش بارون میاد و مامان میاردم تو خونه.

دو روزه که یاد گرفتم بگم: پدر. پدر خیلی خوشحال میشه.25.gif از پله هام با کمک خاله مهسا یا مامان چهاردست و پا بالا میرم. با خاله م دوست شدم و دیگه می شناسمش...

مامان سینا و شایا یه سایت بازی درست کردن که خیلی جالبه. 41.gifما هر روز میخو نیمش.

فردا بازم میرم کترپیلار میوزیک٬  هووووررراااا.36.gif

فردا تولد بابا جووووونمه... من یه کاری کردم که خیلی خوشحال بشه.25.gif فردا میگم.

/ 3 نظر / 5 بازدید
سحر

سلام عزيزززززمممم منم با انا و نيک رنگ بازی ميکردمخيلييی کيف ميده حتما به تو هم خوش گذشته خييليييييی دلم برات تنگيده miss u love u ایشالاه خوش بگذره باییییی