خودمو دوست دارم

تارا می گه : "من خودمو دوست دارم." و من حال می کنم! دوست داشتن ما رو هم ابراز می کنه. یعنی پرونده ی عزت نفس  و اعتماد به نفسش بسته شد؟! البته دوست نداشتن هاش رو هم می گه. و من از اون هم حال می کنم. خیلیییی دوست دارم بهش نگم : " نه مامان، فلان چیز یا فلان کس خوبه ، این چنینه و آن چنانه..." اما بعضی وقتا نمی شه!  بخصوص وقتی پای آدمی درمیانه که منتظره محبته!

تارا 2.5 ساله

 

البرز دوتا دندون دیگه ش هم سر زده. بازم بالایی ها.

گوشی تلفن اسباب بازی رو می ذاره دم گوشش و آقون واقون می کنه!

در جواب " فلانی کو؟" هم بدون استثنا می گه: " ا َََ " یعنی رفت ، همراه با بالا بردن دستش!

از پله بالا رفتن رو خیلیییی دوست داره. مدت هاست البته. من یادم رفته بود بنویسم. (ببخش البرز جونم! فکر کنم شش ماهه بودی که از پله های خونه ی مامانا رفتی بالا و نشستی و خندیدی...)

البرز 9 ماهه

 

/ 7 نظر / 3 بازدید
کشکول شایسته

این خود عطر دلاویز گل سرخ تو بود که تمام نفس کوچه به باریدن آن می بالید وقتی از نازش چشمان غزل خیز تو بر میگشتم.

FarNice

وای خدای من چه ماه-تر شدن این دوتا. چقدر تارا بزرگ شده, نازتر شده , الاهی. کلی ببوسشون از قول من. یعنی مریم عاشق رنگ چشمای البرزم. بینظیره ! ( کلی زدم به تخته و اینا, به خدا)

ساناز

چه عالی که این عسل خانوم خودش رو دوست داره. این واقعا خوبه. بهت تبریک میگم . به نظرم این یه موفقیت بزرگه برای یه مادر.

مرجان

آخه این جوجو ها چقدر خوشگلند[ماچ]

shadi

vaghean khoshgeland (mashallah mashallah). madaro medar, mankanee, cheeezee hasteed chomaha[لبخند]

ماندانا

من اغلب می آیم و می خوانم و می روم. نمی دانم چرا کامنت گذاشتن برایم سخت بوده است اینجا. اما تصمیم گرفته ام کارهای سخت را کم کم انجام بدهم. به تو تبریک می گویم که دوست داشتن بی قید و شرط را به دخترت آموخته ای. این شاید بزرگترین سرمایه شخصیتی او باشد.

sahar

salam, kheili vaght bood inja nay0omade boodam:( che ghadr tagheer karde alborzi azizam:X tara ha m che moohaye khoshgeli dare boland bashe che gahdr besh miad[بغل] be zoodi mibinametoon[گل]