کلمات قصار تارا گلی! (2)

شیر بادی تارا عروسک محبوبش شده. (مرسی نگار جون) هر کاری که با تارا یا البرز می کنیم، تارا با شیرش می کنه: حمام و غذا و خوابوندن و بغل و ...

تارا: شیره رو کی آورده؟

من : نگار جون.

تارا : آره، همون که سبز بود تو خونه ی عباس.

من:تعجب

(خودت یادت بود که سبز پوشیده بودی نگار؟!)

 

من با دیدن کفپوشی از ژله تو آشپزخونه : ای پدرسوخته!

تارا: من پدرسوخته نیستم!

من: پس چی هستی؟

تارا: سیوری ام! تارا سیوری!

 

تارا برای در رفتن از خواب با بالش نمایش داد:

این بالش نیست، دامنه! (بالش رو جلوی پاها گرفته)

(بلافاصله) هت ئه! (بالش رو سر)

(بلافاصله) پوشکه! (بالش بین پاها)

این گوشواره ست! (بالش آویزون از گوش!!!)

 

استخر بادیش رو تو بالکن راه انداختینم و ماهی کوچولو حسابی حال می کنه. جاتون خالی آنا و نیک!

 

البرز هم که تا دو روز دیگه دوماهه میشه. قد:59 وزن:5800. اولین واکسن سه گانه ش رو هم زدیم. امیدوارم اذیتش نکنه.

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
negar

na!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

FarNice

بعلهههه. ما چاکر این گل پسر شما هم هستیم :*

FarNice

راستی , از تارا بلا و البرز خان که مینویسی یاد مامانم می افتم همون همسنهای تو ,من و دادشم رو داشت البته ما 3.5 اختلاف داریم ولی مامان من هم برای خودش وبلاگ دستی داشت که نوشته هاش بعضی هاش هنوز هم هست و همش احساس میکنم چقدر این حس ها آشناست ... :)

سحر

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]

سارا

[ماچ][بغل] خیلی ماهند این دو تا[ماچ] ایشالا همیشه سالم باشین[ماچ][قلب]