پدریووو زود بيا!

مازی جونی همت کرده و خاطرات سفرمونو مفصل نوشته. بخونیدش.

پدر٬ بابای مامانم٬  ۲ روزه که تو بیمارستانه.02.gif دلمون براش خیلیییی تنگ شده. من یادش می کنم و می گم پدریووو. ( این روش جدید لوس کردن خودم و اعلام دوست داشتن بابا و پدره... به بابا میگم بابایووو و به پدر، پدریوووو!) دعا کنین زودی خوب شه و بیاد باهام بازی کنه.

دیروز چه حالی داد برف بازی! شمام بازی کردین؟

/ 2 نظر / 9 بازدید
خانم شين

سلام عزيزم. چه عجب شما نوشتی... اميدوارم که پدربزرگت زود زود خوب بشه و پيشت بياد. قرار بعدی ما با گروه بازی ۲۲ دی ساعت ۴ و نيم بعد از ظهره اگه مامان بتونه بياد خوب می شه روز ۴ بهمن هم با آقای سلطانی قرار داريم. اسم نی نی چی قراره بشه بالاخره؟

pamak

..such a cute koochooloo dari babak! ...cooollll and lovely