دست البرز خوب شد.

دست البرز رو شنبه باز کردیم. خوشبختانه زود خوب شد بدون هیچ عارضه ای. فورا دستش رو تکون داد و برای گرفتن چیزها بالا آورد. بغل کردنش راحت شد. و دمر خوابیدنش ممکن. خوشحالم.

 

تارا دوست داره همه کارهاش رو خودش بکنه. بازیای تخیلی ش هم زیادتر شده. همش می خواد حاضر بشه و میگه " می خوام برم خونه ی مادرم." برنامه های بی بی سی رو خیلی دوست داره بخصوص تویینیز و تله تابیز و ... و دیدن اونها یکی از وعده های ماست برای تشویقش به زود خوابیدن. قصه های شنل قرمزی (ورژن ساخت بنده با حذف گرگ ترسناک!) ، بز زنگوله پا، کدو قلقله زن، هانسل و گرتل قصه های این روزهامونه.

البرز با دیدن ما زود می خنده و آخر خنده ش به پایین نگاه میکنه، انگار که خجالت کشیده باشه. به تصویر خورش تو آینه هم می خنده. تو بغل بقیه زود غریبی می کنه و گریه ی شدید. بابک رو خیلی دوست داره و پشتش گریه میکنه و با شنیدن صداش هیجانزده میشه و دنبالش می گرده. امروز هم واکسنش رو زدیم. قد: 62  وزن: 7200

تارا رو هم سه هفته ی پیش برای چکاپ برده بودم دکتر. قدش 92 سانت و وزنش 13.5 کیلو بود.

من مشغول درسم برای امتحان نظام مهندسی. یعنی باید باشم!!! زیاد نمیرسم بیام این مدت. تا بعد.

/ 4 نظر / 11 بازدید
سحر

خداااا رو شکررر خیلییییییییی خوشحال شدم [ماچ] به زودی میبینمتووون[ماچ]

مامان رادین

امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید و دیگه ار این اتفاقها نیفته. دلمون براتون تنگ شده. در ضمن روزشمار تولد تارا رو آپ کنید[قلب][ماچ]

بابک

سلام بر دختر خوشگل تارا خانم گل و داداش کوچولوی خوشگلش - وبلاگ شما خیلی زیباست مثل خودتون اگه دوست داشتی منو لینک کن من هم شما رو لینک میکنم - تازه من از همکارای خاله آزاده هستم

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم تولد 2 سال و یکماهگی تاراجون مبارک. خدا رو شکر که البرز جونم خوب شد. داره نشون میده که گل پسره و شیطون . امیدوارم زودتر امتحانت رو بدی و به پایه بالاتر برسی. [گل] مبحث 19 و 17 رو اشکال داشتی در خدمتیم[شیطان]