Lilypie Kids Birthday tickers

Lilypie Kids Birthday tickers


آخر هفته ی فرهنگی- تفريحی

سلام به همه. من خیلی دختر خوب و خانمی شدم چون چند شبه که روزا کمتر می خوابم و شبا بیشتر. بازیگوش شدم حسابی. سرسری کردنو هم یاد گرفتم و وقتی سر حالم٬ کیف میکنم با این کار.

پنجشنبه ی پیش رفتیم یه نمایشگاه باحال که پر از رنگ و نقاشی و عروسک بود. منم البته خیلی مورد توجه قرار گرفتم و تقریبا همه ی آدمای تو نمایشگاه تحویلم گرفتن و مشعوف شدم همراه خاله آزاده و عمه پوپک و عمو کاوه و مامان فخری بودیم. بعدشم رفتیم یه کافی شاپ که من حوصلم سر رفت و خوابیدم. از اونجا هم رفتیم خونه ی خاله آزاده که خیلییی خوش گذشت. من با نواختن پیانو هنرنمایی کردم و خیلی تشویق شدم. با اینکه اولین بارم بود پشت پیانو می نشستم واقعا خوب زدم. نکنه فکر کنین سر همه رفته ها٬ اصلا! البته خیلی هیجانزده شده بودما٬ بین خودمون بمونه! (عکسای این روز رو تو اون یکی سایتم می تونین ببینین )

جمعه هم با نیکا و صدرا و مامان و باباشون (یعنی خاله نرگس و عمو فرهاد) رفتیم به باغشون در کردان. آخه مامان شاید بتونه کمکی برای طراحی ویلاشون بکنه. اونجا هم خوش گذشت٬ جای همه خالی. هوا صاف و تمیز و آفتابی بود. آفتاب گرفتم یه کم. از اونجا هم رفتیم خونه ی مامان معصومه اینا.

امروز (دوشنبه) هم بهم خوش گذشت. هم خاله آزاده رو دیدم و باهاش بازی کردم و هم دوباره رفتیم خونه ی مامان معصومه. اینقدر سرحال بودم که همش آواز خوندم و بوووو تیشسس کردم. (البته دقیقا بوووتیشسس نیست اما این صدایی رو که امشب بهش گیر داده بودم٬ نمیشه نوشت!)

البته قرار بود بریم شمال که نشد. امیدوارم به زودی بالاخره بریم شمال. چون تو این شش ماهه هزار دفعه قرار بوده بریم و همش یه جوری شده که نتونستیم. می خوام زودتر ببینم این شمال رو!

خب تعطیلی به همه خوش بگذره. تا بعد.


مریم