Lilypie Kids Birthday tickers

Lilypie Kids Birthday tickers


بازم کلمه های جديد!

سلام . من بازم کلمه های جدید یاد گرفتم و اومدم بنویسمشون: موز، جغد، بیسین (بشین. انگشت سبابه م  رو هم رو به پایین میگیرم و به کنارم اشاره میکنم)، میسی (مرسی)، آل (خال)، آموس (خاموش)، اخ (دستمال کاغذی استفاده شده)، عدَ (عدس. البته به بیشتر حبوبات میگم عدس.) .

عاشق یکی از کارتونام شدم که توش آهنگ "یی یا یی یا یو" داره و حیوونا رو نشون میده. از صبح که پا میشم دلم میخواد ببینمش تااااا شب. مامانمم فارسی شو ساخته و میخونه برام.  

هفته ی پیش یه شب خاله مژگان اینا اومده بودن پیشمون. خیلی خوش گذشت. بازم کادو گرفتم. خوبه که آدم بعد تولدش تا مدتها مشغول کادو گرفتن باشه ها! صدرا رو تونستم صدا کنم،"ددا"؛ به امیدم گفتم: "امید، بیسین!" دوس داشتم بشینه پیشم و کارتون ببینیم. به خاطر همین جمله کلی تشویق شدم!

یه شبم تولد بابا سیروس بود که با مامان مصومه اومدن اینجا. شبی بود که من حسابی شمع فوت کردنو یاد گرفتم. مراسم تولدو خیلی دوس دارم و دس دسی میکنم و یه چیزی شبیه آهنگ تولد زمزمه میکنم.

عمه روشی اینام اومدن از سفر و برام یه پیرهن خوشگل و یه ژاکت سوغاتی آوردن.

تو این هفته یه عالمه پیش خاله آزاده موندم. حسابی با هم بازی کردیم. با عروسکام که بهشون "نی نی" میگم، خیلی کیف میکنم. بهشون به به میدم بخورن و صدای خوردنشونم در میارم! تازه ممه شونم میکنم و می خورم و به به میگم. مث بازیی که مامانم با من میکنه. بازیای لی لی حوضک و اتل متل و تاپ تاپ خمیرو میشناسم و اداشونو در میارم. یه دفعه مامان گل ریخت رو سرم و گفت: " لی لی لی لی"...منم فوری کف دستمو آوردم بالا و ادای لی لی لی لی حوضک در آوردم و مامان خیلی خندید و بوسم کرد. ادای دلقکم یاد گرفتم و وقتی مامان ادای دلقک در میاره، می خندم کلی. با بابا هم یه عالم بازیای مخصوص داریم. مثلا پاهامو میگیره و با شماره همش می بردم بالا و بالاتر. منم یاد گرفتم که محکم نگه دارم خودمو. خیلی هیجان انگیزه.

یه خبرای جالب هم دارم که بعدا میگم. فعلا خداحافظ.     


مریم